کارشناس حوزه عفاف و حجاب مطرح کرد:

نبرد فرهنگ اسلامی با جاهلیت مدرن نبرد تشخّص‌هاست

شناسه خبر : 125071

1401/04/31

تعداد بازدید : 75

نبرد فرهنگ اسلامی با جاهلیت مدرن نبرد تشخّص‌هاست
معاون پژوهش حوزه علمیه خواهران گلستان گفت: نبرد فرهنگ اسلامی با جاهلیت مدرن، نبرد تشخّص‌هاست و مهاجمان فرهنگی تلاش می کنند نداشتن پوشش مناسب را نشانه شخصیت معرفی کنند و داشتن پوشش، عقب ماندگی شمرده شود.

به گزارش پایگاه خبری و رسانه ای حوزه‌های علمیه خواهران، مسئله عفاف و حجاب یکی از مباحث مهم جامعه است که رعایت و عدم رعایت آن، آثار مثبت و منفی زیادی را در سطح جامعه و خانواده به همراه دارد. در این راستا، ابتدا باید در جامعه ایمانی ارزش ها، تبدیل به سبک زندگی و تبدیل به باور شده و رعایت شوند، در این زمینه بین زن و مرد هم تفاوتی وجود ندارد.

در همین راستا، گفتگویی با خانم "صدیقه بهرامی"، معاون پژوهش حوزه علمیه خواهران استان گلستان و کارشناس متخصص در عرصه عفاف و حجاب ترتیب داده شده است که از منظر خوانندگان محترم می‌گذرد:

* برخی افراد مشکل بی حجابی یا بدحجابی را با نگاه «مشکل» به آن می‌نگرند. در ابتدا بفرمائید اساسا این موضوع، «مشکل» به شمار می آید یا به نوعی «مسئله» است؟

با اطمینان پاسخ می دهم تا زمانی که در چارچوب "مشکل" به این موضوع نگاه شود، نمی توان برای آن نسخه‌ای پیچید؛ مشکلی که ابعادش مبهم و غیرمعین است و تبدیل به مسئله نشده، ممکن است با اقدامات و رفتارهای خودسرانه و بدون مطالعه و کارشناسی نشده، مشکل را به بحران تبدیل کند.

شاید از اقدامات مهم برای تجزیه و تبدیل مشکل عفاف و حجاب به مسئله‌های مشخص و بیان عوامل و علت‌های مؤثر و تعیین ابعاد شناختی، احساسی و رفتاری، این باشد که وضعیت موجود را در میزان مقبولیت و رعایت نسبت به امر پوشش و حجاب یا به تعبیر دقیق‌تر، عفاف به عنوان حکم الهی و شرعی، رصد کنیم.

این پاسداشت و صیانت، مراعات و محافظت کردن در سه درجه؛ اعمال، احوال و اوقات ظهور دارد که عموما این صیانت و رعایت بدون توجه کامل حاصل نمی‌شود و به طور خلاصه، رعایت یعنی رفتار من.

* رابطه بین باور من و رفتار من چگونه است؟ و به عبارت دیگر، رابطه بین رعایت یک امر شرعی و الهی مانند حجاب با مقبولیت آن به معنای پسند و پذیرش آن حکم و امر از سوی افراد و انسان ها چگونه رقم می‌خورد؟

این رابطه، در ظاهر خیلی پیچیده به نظر نمی رسد. به این ترتیب که در نظام اسلامی، عینیت و فعلیت یافتن احکام و اوامر شرعی، در گرو پذیرش افراد است. در حقیقت، تا زمانی که فرد، باور یا اعتقادی را نداشته باشد(حکمی را قبول نکند)، آن حکم در مقام عمل، فعلیت نیافته و فرد خود را مکلف به رعایت هم نمی داند. شارع هم کسی را مکلف و ملزم به رعایت می داند که دین را پذیرفته باشد والّا (لا اکراه فی الدین). زیرا دین یک مسئله‌ اعتقادی و قلبی است. اگر دقت شود در اسلام [تشیّع] قید شده است که «اصول دین» تحقیقی است و تقلید در اصول جایز نیست. یعنی انسان باید با عقل و قلب بدان برسد نه با تقلید از دیگران.

در اینجا، روی سخن ما با کسانی که دین را قبول نکرده اند، نیست. بلکه سخن با جامعه دین باور است. کسانی که با پذیرش دین اسلام، مسلمان نام دارند. مسئله هم برای یک فرد مسلمان طرح می‌شود که بین این قبول و باور دینی زن و مرد مسلمان با رعایت و رفتار دینی باید چه رابطه ای برقرار باشد؟

با توجه به نسبی بودن مفهوم مقبولیت و رعایت و ذومراتب بودن این دو مفهوم می توان گفت: افراد به تناسب میزان برآورده شدن انتظارات و خواسته‌های خود و حل مسائل‌شان (اعم از مادی و معنوی بسته به اینکه ایدئولوژی و یا سبک زندگی توحیدی داشته باشد یا مادی گرایانه و رفاه طلب)، در پذیرش یا رعایت احکام و آداب؛ یعنی رفتار ایمانی متفاوت هستند، و ما مراتب متفاوتی از مقبولیت و به تبع آن مراتب متفاوتی از رعایت را شاهد هستیم.

به این ترتیب که باورها و اعتقادات افراد با شدت و ضعف مواجه است. به هر میزان اصول و اهدافی كه برای خود ترسیم كرده‌اند، در چارچوب این باورها تأمین شود، مطابقت بیشتری بین مقبولیت حکم شرعی با رعایت و پاسداشت آن احکام خواهد بود.

به این ترتیب که ممکن است در بین ما بسیار باشند افرادی که اصل عفاف و پوشش را به عنوان یک اعتقاد باور دارد، اما در اصل رعایت آن دچار تزلزل می شوند، زیرا این باور به جهت تکیه زدن به منافع و اهداف مادی و رفاه طلبانه، روح توحیدی و ایمانی و شناختی ضعیفی دارد.

* برای این چنین باوری، رعایت و رفتار ضعیف‌تری را در سطح جامعه شاهد هستیم، چرا؟

زیرا واقعیت انسانی آن است که انسان کار خود را بر اساس آگاهی و انگیزه مازاد بر آن اراده می کند. به طور مثال، همه می‌دانیم روز عرفه، دعا و اعمالی دارد و کسانی این اعمال را انجام می دهند دو دسته هستند: افرادی که باور دینی مستحکمی دارند زیرا بر اساس آگاهی و شناخت خود نسبت به معبود و خدای خود ابراز نیاز و لابه دارند.

دسته دوم کسانی هستند که باور دینی دارند، اما آنقدر این اعتقاد قوی نیست که برای قرب الهی اعمال را انجام دهد، بلکه بخاطر برآورده شدن حاجت خود و درمان دردمندی که این حاجت برای فرد ایجاد کرده، اعمال را بجا می آورد. حال در این بین افرادی هستند که نه آن باور و انگیزه قوی را دارند و نه همین حاجت و انگیزه خاص را. لذا در عین اینکه می‌داند عرفه چه روزی است و چه اعمالی دارد، ولی در انجام اعمال اراده ای ندارد. زیرا انگیزه سائق و میل دهنده وجود ندارد. فردی که در زندگی بر اساس ایدئولوژی و بایدها و نبایدهای مادی و رفاه طلبانه هدف گذاری می کند، باور قوی هم نسبت به احکام الهی ندارد و هر روز به دنبال بهانه جوئی است. در حقیقت، شناخت و معرفت درستی نسبت به اعتقاد خود ندارد؛ لذا دچار ضعف است.

* به نظر شما، ضعف باور و اعتقادات و لغزش‌ در رفتارها از کجا نشأت می‌گیرد؟

عموما ضعف باور و اعتقادات و لغزش در رفتارها، ناشی از میزان شناخت و دانش پایین نسبت به یک حکم الهی است و در بحث ما، اصل عفاف، پوشش و فلسفه آن، زیرا شناخت نگرش ساز است و گرایش ها را به وجود می‌آورد.

پس در این مسئله،  مجموعه راه حل‌ها حول آن خواهد بود که فرد در یک منظومه فکری توحیدی، جایگاه وجودی، انسانی و دینی خود را درک کند؛ زیرا این ضعف شناختی و ادراکی که هنوز به درک درستی از این مبانی و اصول نرسیده، خود را در تردید نوع پوشش و تزلزل در پایداری و رعایت این ضرورت دینی نشان می‌دهد و جالب است که بدانیم این ضعف هم از سوی متخصصان قابل درک است و هم از سوی افکار عمومی؛ درک متخصصان از این ضعف ادراکی ما مثل پزشکی که با نگاه به مخاطب، نوع ضعف را تشخیص می دهد.

اما از کجا متوجه شویم عموم افراد انسانی که بسیاری وقت ها از سطوح علمی و جایگاه های اجتماعی هم برخوردار نیستند، این ضعف و نقص شناختی من را که ادعای مسلمانی و باورمندی نسبت به اعتقادات اسلامی را دارم را فهمیدند؟

خیلی راحت است. از اینجا که این گروه کسانی که از هیاهوی اجتماعی دور هستند؛ می‌بینند که طبقه به اصطلاح مرجع، همان پوششی را دارند که مثلا یک فرد غیرآگاه به مبانی و اصول آن پوشش را دارند. در واقع مرجع ما در پوشش گروه‌هایی ظاهر می‌شود که سرگرم تامین منافع مادی و سودهای اقتصادی هستند. لذا، عموم جامعه مخاطب پی به ضعف ایمان و باور دینی و شخصیت ایمانی ما خواهند برد و ساده تر اینکه ما هنوز نتوانستیم الگوساز باشیم.

* اینکه گفته می‌شود «دل من پاک است» را چگونه توجیه می کنید؟

اینکه گفته می‌شود دل من پاک است، پس هر پوششی داشته باشم؛ سخنی از سر ناآگاهی و ضعف شناختی دیگر است. ما به عنوان یک کارمند، مهندس، دکتر و ... هنوز نتوانستیم معرف خود و طبقه اجتماعی خود باشیم. بنابراین، مساله اساسی تقویت شناخت و ادراک ما نسبت به جایگاه وجود انسانی و اسلامی به عنوان خلیفه الله و امانت الهی و شکل گیری شخصیت ایمانی بعد از قبول اسلام و اینکه مسلمان شناسنامه ای نباشیم، این باید مورد تبیین قرار گیرد تا با استعانت از طهارت و پاکی وجود، نفس خود را منزلگاه شایسته ای برای دریافت معارف و احکام الهی قرار دهیم تا جامعه ایمانی شکل بگیرد.

* نصاب قرآنیِ تعیین کننده شخصیت ایمانی جامعه مخاطب در پوشش اسلامی چیست؟

بیان حکم پوشش اسلامی در آیه 59 سوره احزاب آمده است: «يَأَيهَّا النَّبىِ‏ُّ قُل لّأِزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيهْنَّ مِن جَلَبِيبِهِنَّ ذَالِكَ أَدْنىَ أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ...».

 پوشش اسلامی به منظور حفاظت زنان مؤمن از افراد آلوده است. به همین جهت تا آن جا باید پوشش کامل شود که طمع هرزگان (مرد یا زن) از زنان مؤمن بریده شود.

خطاب این آیه متوجه مؤمنان و شخصیت مؤمنان است؛ کسانی که به باور ایمانی رسیده اند. لذا، این شخصیت ایمانی مورد خطاب است و از او خواسته می‌شود بنا بر این باور، حکم پوشش اسلامی را رعایت کند تا به عنوان فرد متشخص شناخته شوند و اذیت نشوند. به عکس، ضعف ایمان در جامعه که موجب تضعیف پوشش اسلامی است و با چنین ضعفی چه در مقام باور و چه در مقام رفتار انتظار نداشته باشیم اذیت نشویم، خداوند هم ضمانت برای اذیت نشدن فرد را منوط به حفظ شخصیت ایمانی خود دانسته است.

به زبان ساده پوشش اسلامی لباس شخصیت مومنان است. از این رو، دستور به پوشش متوجه کافران، مشرکان، اعراب بادیه نشین نشده است.

لذا نبرد فرهنگ اسلامی با جاهلیت مدرن، نبرد تشخّص‌هاست. مهاجمان فرهنگی تلاش می کنند نداشتن پوشش مناسب را به عنوان شخصیت و ارزش معرفی کنند و پوشش را نشانه عقب ماندگی بشانسانند، پس ما باید جامعه را به مرزهای تشخص برسانیم.

 *به نظر حضرتعالی چگونه جامعه می تواند به مرزهای تشخّص برسد؟

ویژگی‌های جامعه مطلوب ایمانی (زمینه ساز پوشش) را می‌توان از آیه 35 سوره احزاب دریافت: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْقَانِتِينَ وَ الْقَانِتَاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقَاتِ وَ الصَّابرِِينَ وَ الصَّابرَِاتِ وَ الْخَاشِعِينَ وَ الْخَاشِعَاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقَاتِ وَ الصَّائمِينَ وَ الصَّائمَاتِ وَ الحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحَافِظَاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَ الذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لهَُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا».

ابتدا باید در جامعه ایمانی این ده ارزش، تبدیل به سبک زندگی و تبدیل به باور شود و رعایت گردد و اینجا بین زن و مرد هم تفاوتی وجود ندارد. آن ده ارزش عبارتند از اسلام، ایمان، قنوت، صدق، شکیبایی، خشوع، صدقه، روزه، پاکدامنی، فراوانی یاد خدا. 

بنابراین، حل مسائل حوزه عفاف و حجاب با اقدام فرد فرد انسانی در کنار هم حاصل خواهد شد. پس خود ما شروع حل مسئله هستیم و اینکه تصمیم بگیریم چقدر در باور ایمانی خود متشخص باشیم.