پشتیبانی مردم در مقابله با استکبار، عبرت از صلح امام حسن(ع) در تنهایی

شناسه خبر : 99169

1399/09/17

تعداد بازدید : 123

بی‌وفایی و فقدان پشتیبانی همراهان امام حسن(ع) در راه مبارزه با حکومت ظلم زمان، نتیجه‌ای جز پذیرش صلح پیشنهادی معاویه در برنداشت و امروزه پیام این صلح اجباری سرلوحه ملت مومن و شیعه ایران در راه پشتیبانی از جبهه مقاومت در برابر زورگویی‌های آمریکا شده است.

-- الهام محصل فطانتی --

امام علی (ع) در آخرین روزهای زندگانی‌شان، لشکری را برای شام آماده کرده بود اما با ضربتی که در شب نوزدهم ماه رمضان توسط ابن ملجم مرادی (از بازماندگان خوارج) منجر به شهادتشان شد، موفق به اعزام لشکر نشد.  امام حسن (ع) مدتی پس از شهادت پدر و پذیرش مسئولیت، با شنیدن استقرار لشکر معاویه در عراق، تصمیم به ادامه کار پدر گرفت. با اعلام حضرت مبنی بر ادامه دادن راه پدر، کوفیان اعلام آمادگی کردند و حاضر شدند. اینان برای اطمینان امام اعلام بیعت کرده و همراهی خود را اعلام کردند.

زمان حرکت فرارسید. امام لشکری از مردم کوفه و اطراف آماده کرد. همه لشکر اعلام آمادگی کردند و در محل اجتماع آخرین سفارشات فرمانده را هم شنیدند و قرار گذاشتند به خانه‌های خود بروند و فردا صبح هنگام نماز صبح، همه در محل حرکت آماده شوند و بعد از نماز صبح، به سوی محل استقرار معاویه حرکت کنند.

آمادگی لشکر امام به اطلاع معاویه رسید. معاویه دست به اقدامی زد. شبانه افرادی را با شایعه صلح امام حسن (ع) با معاویه و مقداری پول و وعده‌های دنیایی، نزد کوفیان و حتی فرماندهان امام فرستاد و آنان را تطمیع کرد که امام‌شان را همراهی نکنند. طرح شایعه و تطمیع فرستادگان معاویه عملیاتی شد، تا آنجا که صبح، زمان وعده اجتماع، و هنگام نماز از آن لشکر آماده به حرکت، و توجیه‌شده شب قبل، جز به تعداد انگشتان دست، بقیه در محل اعلام‌شده حضور پیدا نکردند و لشکر و فرمانده همگی به معاویه پیوستند و امام را تنها گذاشتند.

خیمه و اموال و حتی سجاده امام را به غارت بردند

این پیوستگی به همراهان امام حسن (ع)  هم سرایت کرد و حضرت که در مدائن استقرار داشت و قصد داشت از این مسیر به لشکر بپیوند، هنگام نماز صبح خود را تنها یافت و با تعداد محدود شرکت‌کننده به نماز ایستاد. در حین نماز، حمله‌ای صورت گرفت و ضربتی به امام وارد کردند که بر ران پای حضرت اصابت کرد و امام را که بدون دفاع و همراه یافتند، خیمه و اموال و حتی سجاده‌اش را با خود به غارت بردند. امام ماند، بدون یار و یاور و تنها!

حاکم مداین منصوب امام علی(ع) سعد بن مسعود ثقفی (عموی مختار) بود. سعد امام را تنها یافت. او را به محل زندگی خود منتقل و از امام نگهداری و ایشان را درمان کرد. معاویه با شایعه‌ای خودساخته و مبلغی نپرداخته با وعده‌های دروغین موفق شد لشکر امام را متزلزل کند و از همراهی با امام بازدارد. تصمیم دیگری را اعلام کرد که حاضر است به کسی که امام را از پای درآورد مبلغ هنگفتی به عنوان پاداش پرداخت کند. با اعلام این تصمیم خیلی‌ها به وسوسه افتادند تا به ناحق خون امام را به زمین ریخته، از پاداش اعلامی بهره‌مند شوند.

امام ماند و زخمی بر بدن

از سوی دیگر، گروهی از سران قبایل کوفه که قبلا با امام بیعت کرده بودند، پنهانی به معاویه نامه نوشتند که ما گوش به فرمان تو هستیم و او را به آمدن به عراق تشویق کردند و متعهد شدند به محض ورود معاویه به عراق، امام حسن (ع) را تسلیم وی کنند. این بی‌وفایی‌ها و عهدشکنی‌ها همزمان با خبر پیوستن سردار لشکرش به معاویه، به گوش امام رسید و امام اطمینان پیدا کرد که مردم کوفه نه تنها از او حمایت نخواهند کرد بلکه به معاویه پیوسته‌اند.

نتیجه بی‌وفایی همراهان امام و مردم کوفه، در این مرحله این بود که امام ماند با زخمی بر بدن مبارکش، بدون یار و همراه. معاویه خبر موفقیت خود را در پراکنده کردن لشکر امام شنید و از این موفقیت خوشحال شد. نامه‌ای برای امام نوشت و نامه طرفداران حضرت را که به معاویه نوشته بودند ضمیمه کرد.

امام با دیدن نافرمانی و گستاخی مدعیان دوستی خود که قصد واگذاری او را به دشمن دارند، مقاومت را بی‌فایده دید و ناچار برای حفظ دین پیشنهاد صلح را پذیرفت.

شهادت تمام خاندان عصمت با نپذیرفتن صلح امام

حجت الاسلام والمسلمین مهدی نجم جنگ در آن زمان را تنها سبب هدر رفتن خون مبارک امام و از بین رفتن تمام خاندان عصمت و طهارت و در نتیجه از بین رفتن دین رسول خدا عنوان کرد.

امام حسن(ع) ناچار به پذیرش صلح شد چرا که معاویه با زیرکی و دسیسه‌ شرایطی در جامعه حاکم کرده بود که وقوع جنگ به شهادت تمام افراد منتسب به خاندان پیامبر منتج می‌شد.

معاویه شرایطی برای صلح تعیین کرد و به اصطلاح اختیاراتی هم به امام داد که در قرارداد صلح بنویسد. وقتی پیشنهاد به امام رسید علی‌رغم تفکر و پیش‌بینی‌هایش، صرفا به دلیل اینکه حجت و عذری میان خود و خدای تعالی نداشته باشد و از آزار شیعیان جلوگیری کند پیشنهاد صلح را پذیرفت.

فقدان جبه نیرومند

از مهم ترین مشکلات عصر امام حسن(ع) و موانع رسیدن به اهداف آن حضرت، فقدان جبهه نیرومند و متشکل بود.

مردم عراق، به ویژه کوفیان از آمادگی روحی برای جهاد و نبرد برخوردار نبودند.

جنگ جمل، صفین و نهروان، آنان را خسته و علاقه مند به صلح کرده بود.

جامعه آن روز عراق یک جامعه متحد و متشکل نبود، بلکه از قشرها و گروه های ناهماهنگ و متضاد تشکیل شده بود.

این چنددستگی و تفرقه به سپاه امام حسن(ع) نیز کشیده شده بود و از سپاه امام، ارتشی ناهماهنگ و نابرابر ساخته بود که به آن در مقابله با دشمنان نمی شد اعتماد کرد.

ازسوی دیگر، عده ای از رؤسای قبایل و افراد وابسته به خانواده های بزرگ کوفه به امام(ع) خیانت کرده و به معاویه نامه ها نوشته بودند و حمایت خود را از وی اعلام کرده و به او اطمینان داده بودند که در صورت حمله او، برضد امام حسن(ع) اقدام خواهند کرد. این پیمان شکنی مردم افزون بر خیانت فرماندهان و دنیازدگی سپاهیان، با توجه به هوشمندی، ذکاوت و علم الهی امام حسن(ع)، گزینه صلح را پیش روی امام نهاد. هرچند او موافق صلح نبود و این صلح تحمیلی بود، ولی به سبب مشکلات پیش آمده آن حضرت مجبور به کناره گیری از جنگ می شود.

حفظ دین، از علل مهم صلح امام حسن(ع) است

شرایط امام حسن(ع) با این نکته بیشتر قابل درک و فهم است که آن حضرت یک سپاه شانزده هزار نفری ترتیب می دهد و به جنگ می فرستد که از این تعداد نیرو، دوازده هزار تن در شب حمله یا قبل از آن به نیروهای دشمن می پیوندند و امام می فرماید که من به احدی از مردم عراق دیگر نمی توانم اطمینان داشته باشم. این مردم به گونه ای هستند که اگر وارد جنگ نیز بشویم مرا دستگیر خواهند کرد و تحویل معاویه خواهند داد.

حفظ دين و احياي سنت‌های پیامبر خدا را از محوري‏ترين عوامل صلح امام حسن(ع) است.

وی بیان کرد: شرايط حاکم در زمان حیات دومین امام شیعیان به گونه‌ای بود که پذیرش صلح، تنها راه حفظ و حراست از دین خداوند بود.

در عین حال امامان معصوم ما اگر تشخیص می‌دادند که حفظ اسلام به واسطه قيام محقق می‌شد، ایشان نیز به مانند امام حسین(علیه السلام) قيام را بر‌می‌گزیدند.

امام حسن(ع) در زمان معاویه که ظواهر اسلام را رعایت می‌کرد، سكوت را موثرترین راه حفظ اسلام برگزیدند و با وجود از دست رفتن حقّ مسلّمشان، تن به این امر دادند.

بر اين اساس، يكي از علل مهم صلح امام حسن (ع) را مي‏توان «حفظ دين» بيان كرد، چراکه شرایط جامعه اسلامي در شرايطي قرار داشت كه ممكن بود جنگ با معاويه، اصل دين را از بين ببرد.

مکرهای معاویه و تدبیر امام حسن(ع)

امام حسن(علیه السلام) به مکرهای معاویه آگاه بود و با پذیرش صلح شرایط رسوایی چهره و کریه وی را فراهم کرد.

برخی افراد با ایجاد شبهه در صلح امام حسن(علیه السلام) و جنگ امام حسین(علیه السلام) در پی رسیدن به اهدافی هستند که با روشنگری افکار عمومی نباید این فرصت را به آنان داد.

25 سال خانه نشینی امام علی(علیه السلام) برای حفظ دین باید اشاره داشت و باید دقت کرد که بعد از شهادت امام حسن(علیه السلام)، برادشان نیز به دلیل نبود شرایط تا ۱۰سال قیام نکرد و این سکوت نیز برای حفظ دین بود.

علل صلح حسنی و قیام حسینی

معاویه کاتب وحی بود، معاویه خود را مسلمان و نمازخوان می‌خواند و با ایجاد ظاواهر و خود را دل‌سوز مردم و جامعه و اسلام نشان می‌داد، اما یزید همین را هم بر نمی‌تابد.

معاویه با نیرنگ کاری کرده بود که امیرالمومنین(علیه السلام) رو لعن می‌کردند و خنثی سازی این نیرنگ با جنگ امکان پذیر نبود.

تاریخ و منابع بسیاری گواهی داده‌اند یزید شخصیتی بی‌دین بود که هیچ قید و بندی نسبت به اسلام و واجبات و محرمات آن نداشت. علناً شراب می‌خورد و سگ‌بازی می‌کرد و مجالس گناه تشکیل می‌داد.

به همین خاطر است که رفتار امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) متفاوت است.

تنهاترین سردار و پذیرش صلح اجباری

بی‌وفایی و فقدان پشتیبانی همراهان امام حسن(ع) در راه مبارزه باحکومت ظلم زمان، نتیجه‌ای جز پذیرش صلح پیشنهادی معاویه در برنداشت.

شماری از یارانش پیش تر با نامه نگاری هایشان با معاویه به استقبال صلح رفته بودند. حتی برخی نیز آمادگی خود را برای تسلیم امام به معاویه و یا ترور او اعلام کرده بودند. از این رو، وقتی از امام علّت صلح را پرسیدند، پاسخ داد:«به خدا اگر با معاویه می جنگیدم مرا دست بسته به او تحویل می دادند.»

امام با دیدن سستی سپاهش، تنها و بدون یار و پشتوانه‌ای به ناچار صلح را پذیرفت.

امروزه پیام این صلح اجباری سرلوحه ملت مومن و شیعه ایران در راه پشتیبانی از جبهه مقاومت در برابر زورگویی‌های آمریکا شده است.

هیچ گاه به صلح با استکبار جهانی که سبب ذلت و ‌خواری باشد، تن نخواهیم داد.